تبلیغات
بچه های نصرت آباد

بچه های نصرت آباد
 
نویسندگان


دختر کوچک به مهمان گفت :میخوای عروسکهای من را ببینی؟
مهمان جواب مثبت داد.
دخترک دوید و همه ی عروسکهای خود را آورد، بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
در بین آن ها
یک عروسک باربی هم بود.
مهمان از دخترک پرسید: کدام را بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد: حتما باربی.
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت: این را دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی پرسید: این که زیاد زیبا نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست او را دوست داشته باشد.
اونوقت دلش می شکند ...
زخم های من به طعنه میگویند: دوستانت چقدر با نمک اند!
زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید، در پس این باران
گاه باید خندید، بر غمی بی پایان...
زندگی را با همین غم ها خوش است
با همین بیش و همین کم ها خوش است
زندگی را به خوبی باید آموخت
اهل صبر و غصه بود..




[ دوشنبه 8 تیر 1394 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ مسیب کرمی نژاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ
گالری عکس
چت روم
دریافت همین آهنگ